<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>اصل احتیاط (Le principe de précaution)به مثابة نشانه‌ای از ذهنیت و نیازهای انسان پست مدرن</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97480</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>املی زهرا</FirstName>
					<LastName>نوو اگلیز</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اهمیتی که اصل احتیاط در جوامع پست مدرن پیدا کرد، از پیدایش فرهنگ جدیدی حکایت می‌کند که براساس آن، ضرورت جلوگیری از وقوع کوچکترین خطر برای انسان به عنوان اصل مسلم و امر مقدس شمرده می‌شود. این اصل همچنین نشان‌دهندة وجود رابطة دیگری با علوم و تکنولوژی است که تشنگی برای آن با نگرانی و نوعی از ترس آمیخته می‌شود. اصل احتیاط مبتنی بر اصل شمردن زندگی مادی انسان و تأمین آن براساس افق کوتاه‌مدت است. با اینکه این اصل در مقابل افراط و تفریط منطق سودجویی نظام کاپیتالیست مطرح شد، براساس نگرش کلی خاصی یا بر مبنای ارزشهای انسانی و اخلاقی عمل نمی‌کند بلکه جلوة جدیدی از عقل محاسبه‌گر عصر مدرن را به نمایش می‌گذرد که در حوزه‌های وسیع‌تر به خاطر وجود شرایط جدید در عصر پست مدرن به کار برده می‌شود. از جهت دیگر، اهمیت احساسات و جایگاه قوة خیال در مقابل عقلانیت در عموم مردم هنگام پیدایش وضعیت نامعلوم و بالقوه خطرناک، سیاست‌گذاری را بسیار مشکل می‌سازد. کوتاه سخن آنکه به قول استاد ژو ورهون «در مورد اصل احتیاط و احتیاط، باید بسیار احتیاط کرد.»</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصل احتیاط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قوه خیال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقلانیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاستگذاری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97480_3981a97ecda5c1e71d030e1a922a9465.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>دکارت و مفاهیم فطری</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97483</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>یاسمن</FirstName>
					<LastName>هشیار</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مفاهیم فطری یکی از ارکان معرفت شناسی دکارت است . اما وی به این مطلب به صورت پراکنده و جسته گریخته پرداخته است، به طوری که موجب بروز برخی ابهامات شده و در نتیجه تفاسیر مختلفی از نظریه وی را در پی داشته است. در مقاله حاضر سعی بر این است با روشن ساختن ابهامات، تفسیری منسجم و سازوار و احیانا در برخی مواضع نو ارائه شود. مقاله علاوه بر مقدمه شامل 5 محور اصلی و یک نتیجه است. دکارت دو معنای مختلف برای مفهوم فطری در نظر دارد . محور اول به شواهدی برای تایید این امر اختصاص دارد. پس از آن، تفاوت رویکرد دکارت و معاصرین وی به مساله مفاهیم فطری مورد توجه قرار می‌گیرد. قسمت سوم به وجود بالقوه یا بالفعل این مفاهیم و سپس به نقش معرفتی و کارکرد آنها و سرانجام به رابطه مفاهیم فطری و کلیات پرداخته خواهد شد. در آخر نیز جمع بندی و نتیجه گیری از بحث می‌شود به نحوی که با فقرات مختلف آثار دکارت سازگاری بیشتری داشته باشد.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97483_c43dabbe1a118d1539890889a9301f4a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نظریة معناداری صدرالمتالهین شیرازی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97486</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>واله</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گفته‌های صدر المتألهین در بارۀ معنا در مباحث مختلف به ظاهر از تردید وی بین نظریۀ دلالی و نظریۀ ذهنی حاکی است؛ اما با تعمق در این سخنان وبا توجه به مبانی اساسی حکمت متعالیه، می توان دیدگاهی یکدست ومنسجم در باب معناداری به او نسبت داد که میانۀ این دو نظریه قرار دارد و متأثر از معرفت شناسی و وجود شناسی او است. برای اظهارات متفاوتش می توان محملی یافت که توضیح دهد این تفاوت ها قابل فروکاستن به انواع گوناگون ادراک است. در نظریۀ معناداری صدرا، واژگان از نظر ساخت معنایی دو دسته اند. یک دسته هم مفهوم دارند وهم مدلول. دستۀ دیگر فقط مدلول دارند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معنا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وضع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشتق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادراک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مفهوم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدلول</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97486_c67c4ca3b900419dd90e157ca6c52a6d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>پژوهشی در «مسئله آدام اسمیت»: سازگاری یا ناسازگاری نظام اخلاقی و اقتصادی اسمیت</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97489</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>منوچهر</FirstName>
					<LastName>صانعی دره‌بیدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهران</FirstName>
					<LastName>رضایی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">رابطه میان دیدگاه اسمیت در کتاب «نظریه احساسات اخلاقی» و «ثروت ملل» که اصطلاحاً «مسئله آدام اسمیت» خوانده می‌شود، می‌تواند بر حسب نظریه کنش و نظریه فضیلت اسمیت مطالعه شود. ما بر اساس این دو نظریه «مسئله اسمیت» را مطالعه می‌کنیم. این مقاله از این دیدگاه دفاع می‌کند که اسمیت در کتاب اخلاقی خود معنایی فراخ برای اخلاق قایل شده که می‌توان وجوهی از کتاب «ثروت ملل» را در میان آن یافت. به تعبیر دیگر مبنای تحلیل اقتصادی از بخشی از «نظریه احساسات اخلاقی» جدا شده است. به نظر ما برای درک پیچیدگی مواضع اسمیت باید به بینش موقعیت گرای او دقت کرد که از مطلق گرایی در مورد پدیده‌های انسانی دوری می‌جوید و بنابراین آثار او جا برای تفاسیر متفاوت را باز می‌گذارد. ما تلاش می‌کنیم با این پیشفرض «مسئله آدام اسمیت» را در دو نظریه «کنش» و «فضیلت» وی مورد باز خوانی قرار دهیم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظریه کنش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظریه فضیلت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نفع شخصی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همدردی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">«مسئله آدام اسمیت»</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97489_a6a169b87c5122599d601ad0d7551782.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>جهانشناسی فلسفی تا دورة یونانی مابی و تفسیر تیمائوس</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97492</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مزدک</FirstName>
					<LastName>رجبی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید چمران اهواز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تیمائوس از مهمترین کارهای افلاطون است. این أثر به راستی کاری جامع در باب نظریة جهانشناسی یا طبیعیات افلاطون است و پس از وی در ادوار گوناگون زمانی تا پایان فلسفة یونان یعنی سده ششم پیش از میلاد، همواره مورد توجه و اقبال بوده و تفاسیر گوناگونی بر آن نگاشته شده است. این مقاله تلاش می‌کند تا به سیر تحول چگونگی فهم آن تا زمان پروکلوس، به گونه ای مختصر نگاهی بیندازد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">λόγος</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">νοῦς</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بازگشت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اقنوم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واحدها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طبیعت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نفس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوهر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97492_7567b60f66e8e5760dc70f8c2ffce7c8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>معنای ماهیت در آثار فارابی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97495</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نصرالله</FirstName>
					<LastName>حکمت</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>شهیدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مقاله فرض بر این است که ماهیت در دوره‌های مختلف تاریخ فلسفه معانی متفاوتی داشته و برای فارابی به عنوان واسطه ای میان ارسطو و ابن سینا هنوز اصطلاحات فلسفی استقرار و اشتهار کامل را پیدا نکرده اند و جوانب و لوازم آن هویدا نشده اند. برای فارابی ماهیت در عین تمایز، بسیار پیچیده و نزدیک به وجود است. شاهد این مدعا در آثار فارابی جاهایی است که او ماهیت را &quot;چه هستی شیء&quot;، &quot;آنچه هستی شیء به آن است&quot; یا &quot;حصه ای از وجود که متعلق به یک شیء است&quot; و اجزای آن دلالت بر اجزای وجود شیء دارند دانسته است. از نظر فارابی ماهیت نداشتن ملاک موجود نبودن و ماهیت در خارج داشتن ملاک موجود بودن است. به همین دلیل در مورد واجب الوجود تاکیدش بیشتر بر یکی بودن وجود و ماهیت است تا نفی ماهیت از واجب. ماهیت را می توان غیر از &quot;ما هو الشیء&quot; در جواب سؤالات &quot;کیف&quot;، &quot;هل&quot; و &quot;ماذا&quot; نیز مشاهده کرد. همچنین فارابی &quot;ذات&quot;، &quot;طبیعت&quot;، &quot;جوهر&quot; (به نحو مضاف)، &quot;إنیت&quot;، &quot;حد&quot; و به ندرت &quot;حقیقت&quot; را معادل ماهیت به کار می برد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چه هستی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تمایز وجود و ماهیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ذات</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97495_7353bb2fa0f8039774a1df51383fe937.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>شناخت</JournalTitle>
				<Issn>2008-7322</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحول مفهوم سنجش‌ناپذیری نزد تامس کوهن و مقایسه‌پذیری نظریه‌های علمی رقیب</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">97497</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>موسی</FirstName>
					<LastName>اکرمی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>باقری اصل</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سنجش‌ناپذیری مفهومی است که با کسانی چون تامس کوهن و پل فایرابند وارد ادبیاتِ فلسفه‌ی علم معاصر شد. در این میان تعابیر کوهن از این مفهوم از اهمیت بیشتری برخوردارند. بحث در باب این موضوع، با مباحث معناشناسی و روش-شناسی پیوند دارد، و مبحثی چون امکان ترجمه میان زبان‌ها را پیش می‌کشد. مروری بر آثار کوهن نشان می‌دهد که او طی چند دهه تعابیر متفاوتی از مفهوم سنجش‌ناپذیری میان نظریه‌های علمی را ارائه داده است، حال آن که غالباً او را با ایستار اولیه‌اش می‌شناسند؛ ایستاری حداکثری که سنجش‌پذیری پارادایمها و کلان-نظریه‌های علمی را رد می‌کند. این ایستارچالشهای بسیاری را در فلسفه‌ی علم معاصر برانگیخته است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که کوهن به مرور از ایستار افراطی اولیه‌اش فاصله گرفته و در ایستارهای متأخرترش گونه‌ای مقایسه‌پذیری در میان پارادایم‌ها و نظریه‌های علمی را به رسمیت شناخته است. در این مقاله با نگاهی به آثار گوناگون کوهن و با تکیه‌ بر رویکرد هوارد سنکی، طبقه‌بندی جامعی از جنبه‌ها و شکل‌های گوناگون سنجش‌ناپذیری ارائه می‌گردد، و سیر تحول تعابیر گوناگون این مفهوم نزد کوهن بررسی و نشان داده می‌شود که او در ایستارهای متأخرش سنجش‌ناپذیری را صرفاً به ترجمه‌ناپذیری میان برخی از اصطلاحات انواع طبیعی محدود کرده است. این امر نشان می‌دهد که علم تجربی و روند گزینش در میان نظریه‌های علمی عقلانی است و امکان مقایسه‌ی نظریه های علمی رقیب فراهم است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سنجش‌ناپذیری معناشناختی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سنجش‌ناپذیری روش‌شناختی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سنجش‌ناپذیری هستی-شناختی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سنجش‌ناپذیری موضعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترجمه‌ناپذیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کل‌گرایی موضعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://kj.sbu.ac.ir/article_97497_969b34eb196da10a29817c91351812b2.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
