رابطۀ زبان و شناخت در فلسفۀ افلاطون

امیرحسین ساکت

دوره 13، شماره 2 ، اسفند 1399، ، صفحه 59-71

چکیده
  مسألۀ زبان در فلسفۀ افلاطون مسأله‌ای ثانوی و از فروع نظریۀ شناخت است. به عقیدۀ او شناخت حقیقی، شناخت ایده‌ها ست، اما مسأله این است که شناخت آن‌ها تنها از طریق شناخت محسوسات امکان‌پذیر می‎‌شود و از این‌رو تبیین ارتباط میان ایده‌ها و محسوسات، و یافتن واسطه‌ای که آن‌ها را به یکدیگر پیوند دهد، از بغرنج‌ترین مسائل فلسفۀ افلاطون ...  بیشتر

تصورات تاریخی افلاطون از پیشینیان و ارتباط آن با ریشه شناسی

امیرحسین ساکت

دوره 11، شماره 2 ، اسفند 1397، ، صفحه 137-164

چکیده
  چکیده: افلاطون در کراتیلوس و دیگر آثار خود عقایدی متعارض درباب ریشه شناسی ابراز کرده که از دیرباز موجب اختلاف نظر بوده است. وی در کراتیلوس استفاده از ریشه شناسی را منع می کند زیرا به عقیدۀ او مطابقتی میان نامها و چیزها وجود ندارد و تحلیل نام به حروف و هجاهای سازنده اش ماهیت نامیده را آشکار نمی سازد. اما او در دیگر آثار خود در چند مورد ...  بیشتر

دلالت نامها بر ایده ها و اشیاء در فلسفه نوافلاطونی

امیرحسین ساکت اف

دوره 8، شماره 1 ، شهریور 1394

چکیده
  چکیده: به عقیده افلاطون ایده ها مدلول اصلی نامها هستند و دلالت نامها بر اشیاء فقط به نحو ثانوی و به سبب شباهت اشیاء به ایده ها ممکن است. ارسطو که منکر وجود مفارق ایده هاست برخلاف افلاطون عقیده دارد که نامها در وهله اول بر محسوسات دلالت می کنند و دلالت آنها بر مفاهیم انتزاعی دلالتی ثانوی است. تلفیق آراء افلاطون و ارسطو در فلسفه نوافلاطونی ...  بیشتر

دلالت نامها بر ایده ها و اشیاء در فلسفه پروکلوس

امیرحسین ساکت

دوره 8، شماره 1 ، شهریور 1394، ، صفحه 141-155

چکیده
   به عقیده افلاطون ایده ها مدلول اصلی نامها هستند و دلالت نامها بر اشیاء فقط به نحو ثانوی و به سبب شباهت اشیاء به ایده ها ممکن است. ارسطو که منکر وجود مفارق ایده هاست، برخلاف افلاطون عقیده دارد که نامها در وهله اول بر محسوسات دلالت می کنند و دلالت آنها بر مفاهیم انتزاعی دلالتی ثانوی است. تلفیق آراء افلاطون و ارسطو در فلسفه نوافلاطونی ...  بیشتر