palette
مفهوم معناکاوي در اندیشۀ ژولیا کریستوا
آزیتا فیروزي, مجید اکبري

چکیده
نظریۀ نقادانه کریستوا تحت اصطلاح معناکاوي یا تحلیل معنایی را می توان تلفیقی از دو حوزة نشانه شناسی و روانکاوي تفسیر کرد. این نظریه که چارچوب عمده نقدها و دیگر آراي او بویژه در مورد سوژة سخنگو را شکل م یدهد، از حوز ههاي گوناگون دانش از جمله نشان هشناسی و روانکاوي وام می گیرد، اما با وارد ساختن اصلاحاتی بر هر یک از آنها حاصل شده است. همچنین این نظریه می تواند کلید راهیابی به اندیش ههاي کریستوا به عنوان فیلسوفی پساساختارگرا بویژه در تحلیلهاي او در زمینۀ هنر و ادبیات باشد. مقالۀ پیش رو نیز به این مسئله م یپردازد که کریستوا چگونه این دو دانش را در نظریۀ تحلیل معنایی خود بویژه در حوزه هنر و ادبیات تلفیق م یکند. اگر نظم نمادینِ زبان را با خودآگاهی یکی بگیریم، م یتوانیم امر نشان هشناختی یا کورا را ناخودآگاه زبان بدانیم. بدین ترتیب کریستوا با تلقی تازه خود از نشان هشناسی که متفاوت از مفهوم و معناي استاندارد آن به عنوان علمِ نشانه ها و یا نظام نشان هاي است، میان نشان هشناسی و روانکاوي ارتباط برقرار میسازد و سعی دارد نظریه اي بر این پایه براي معناداري بویژه در هنر و ادبیات تدارك ببیند. نفوذ امر نشان هشناختی به درون زبان همانا بازگشت زبانِ سرکو بشده است. امر نشانه شناختی پیوسته به ساختار نمادینِ معنا نفوذ می کند و بنابراین سیالیت و عد متجانس را از نو در سوژة سخنگو/نویسنده بر پا م یسازد. همچنین امر نشانه شناختی، فرآیند آفرینش را از نو احیا م یکند و پی ششرط اساسی نظم نمادین است.
واژگان کلیدی
کریستوا، تحلیل معنایی، معناکاوي، نظم نمادین، امر نشان هشناختی، کورا

ارجاعات
  • در حال حاضر ارجاعی نیست.