بررسي تطبيقي خوانش ويتگنشتاين و گادامر از تاريخ‌مندي فهم

محمد رعایت جهرمی

چکیده


سيطرۀ منطق گزاره‌اي بر مشي فلسفيِ ويتگنشتاين اول كه در تعابيري چون تصوير، بازنمايي، تطابق و تناظر رخ مي‌نمايانند از يك سو، و روح حاكم بر جريان تحليلي با درون‌مايه‌هاي علم‌گرا، متافيزيك‌ستيز و منطق‌محورش از ديگر سو، دعويِ تاريخ‌گراييِ ويتگنشتاين و التفات وي به تلقي مرسوم هرمنوتيكي را به چالش مي‌كشند. اين در حالي است كه دلالت‌هاي تاريخي نهفته در رويۀ زمينه‌گرايانۀ ويتگنشتاين دوم در سايه تعابيري چون عرف، بازي، قاعده، فرهنگ و زبان مشترك هستند، كه تاريخ‌گراييِ خفيف وي را موجه مي‌نمايند. در مقابل، تاريخ از اركان كليدي سامانۀ هرمنوتيكي گادامر است، كه ارتباط آن با زمان‌مندي و سنت، بديهي است. در نهايت، باوجود واگراييِ محتواييِ انكارناشدني، تأكيد بر ابعاد زمينه‌گرايي مذكور، تقريب نسبي انديشه‌هاي ويتگنشتاين دوم و گادامر را در اين حوزه، موجب مي‌شود.

واژگان کلیدی


تاريخ، زبان، عرف، سنت، بازي، قاعده

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.